محمد تقي جعفري

115

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

شام كند ذهن و مقلد و مبتلا به جمود فكرى در يك رأى بوده ، اطلاعى از نظريات نمىگيرند و از مسائل پشت پرده سؤال و تحقيق نمىنمايند . « اهل عراق همواره معروف به كم اطاعت بودن و ايجاد كنندهء اختلاف با رؤساى خود مىباشند ( 1 ) . اين مطلب كه ابن ابى الحديد و جاحظ در توصيف اهل عراق گفته‌اند ، احتياج به تأمل و بررسى همه جانبهء سرزمين عراق از قديمترين تاريخى كه در پشت سر گذاشته‌اند تا آن موقع ، نيازمند مىباشد . ما در تمدن بين النهرين مخصوصا در دوران زمامدارى حمورابى ششمين پادشاه بابل نظم و انضباط در جامعه عراق مىبينيم . البته مطالبى را كه در اينجا مطرح مىكنيم ، توضيح دهنده وضع جامعهء امروزى عراق نمىباشد . جامعه ايكه مردم آن داراى هشيارى و انتقاد و عيبجوئى بوده ، ولى اگر اين اوصاف موجب اختلال زندگى و ويرانى و گسيختگى در حيات اجتماعى آن جامعه بوده باشد ، معلوم مىشود كه مردم آن جامعه يا از فهم عالى و انديشه‌هاى اصيل براى برقرارى نظم ضرورى و مفيد در جامعه محرومند و يا خود خواهى آنان بقدرى تند و تيز است كه قدرت نجات يافتن از محاصرهء خود محورى را ندارند . موضوع هر دو احتمال از نظر بايستگىها و شايستگىهاى انسانى مطرود و محكوم است . شيوع انديشه‌هاى بىاساس توأم با خود محورى كه در چنان جامعه اى امتياز محسوب مىشود ، از بروز انديشه‌هاى اصيل و سازنده و انسان محورى

--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج 1 ص 346 . يكى از شعراى مطلع در بارهء ورود امام حسين عليه السّلام به عراق مىگويد : ورد الحسين على العراق و ظنّهم تركوا النّفاق اذ العراق كماهيه ما ذا قطعن فراتهم حتّى قضى عطشا فغسّل بالدّماء القانيه ( حسين به عراق وارد شد و گمان ميكرد كه عراقيها نفاق را رها كرده‌اند ، ولى عراق همان است كه بود . به چه علت فرات را از حسين ( ع ) دريغ داشتند ، تا تشنه شهيد شد و با خونهاى سرخ شستشو داده شد . )